بخش ۴۸ – قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن : نوبهاران خلیفه بغداد
بخش ۳۳ – اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموم : معنی حیرت ار شود مقسوم
بخش ۴۹ – قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید : نوجوانی نخورده نشتر غم
بخش ۳۴ – حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بماند : در نواحی مصر شیر زنی
بخش ۵۰ – قصه عیینه و ریا : معتمر نام مهتری ز عرب
بخش ۳۵ – در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشق : روی عاشق نخست در خویش است
بخش ۵۱ – حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفت : معتمر چون بدید صورت حال
بخش ۳۶ – قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین ندارد : آن مخنث به بام همسایه
بخش ۳۷ – اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانه : هست قول نبی که دنیی دون
بخش ۳۸ – حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام : با پسر گفت پیری از همدان