بخش ۱۶۴ – حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا : آن زنی هر سال زاییدی پسر
بخش ۱۶۵ – در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره : اندر آخر حمزه چون در صف شدی
بخش ۱۶۶ – جواب حمزه مر خلق را : گفت حمزه چونک بودم من جوان
بخش ۱۶۷ – حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا : آن یکی یاری پیمبر را بگفت
بخش ۱۵۲ – آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسیوار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم : هم از آن ده یک زنی از کافران
بخش ۱۶۸ – وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی : چون بلال از ضعف شد همچون هلال
بخش ۱۵۳ – ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن : اندرین بودند کآواز صلا
بخش ۱۶۹ – حکمت ویران شدن تن به مرگ : من چو آدم بودم اول حبس کرب
بخش ۱۵۴ – وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا : عبرتست آن قصه ای جان مر ترا
بخش ۱۷۰ – تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی : همچو گرمابه که تفسیده بود