بخش ۷۵ – حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة : پس خلیفه ساخت صاحبسینهای
بخش ۷۶ – معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد : مؤمنان از دست باد ضایره
بخش ۷۷ – رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج : نک خیال آن فقیرم بیریا
بخش ۷۸ – انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار : گفت آن درویش ای دانای راز
بخش ۴۷ – بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی : گفت صوفی در قصاص یک قفا
بخش ۶۳ – مثل : عارفی پرسید از آن پیر کشیش
بخش ۴۸ – طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را : گشت قاضی طیره صوفی گفت هی
بخش ۶۴ – باقی قصهٔ فقیر روزیطلب بیواسطهٔ کسب : آن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد
بخش ۴۹ – جواب دادن قاضی صوفی را : گفت قاضی واجب آیدمان رضا
بخش ۶۵ – قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست : دید در خواب او شبی و خواب کو