بخش ۱۹ – قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول : قصهٔ عثمان که بر منبر برفت
بخش ۴ – سال کردن از عیسی علیهالسلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعبتر چیست : گفت عیسی را یکی هشیار سر
بخش ۲۰ – در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود : پس به صورت عالم اصغر توی
بخش ۵ – قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی : چونک تنهااش بدید آن ساده مرد
بخش ۲۱ – تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق : بهر این فرمود پیغامبر که من
بخش ۶ – قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت : صوفیی آمد به سوی خانه روز
بخش ۲۲ – قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلام : هدیهٔ بلقیس چل استر بدست
بخش ۷ – معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم : چادر خود را برو افکند زود
بخش ۲۳ – کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره : گفت عبدالله شیخ مغربی
بخش ۸ – گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده : گفت گفتم من چنین عذری و او