بخش ۳۷ – عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدع : ای که بهر شکمت گردن آز
بخش ۳۸ – حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خورده : خسروی عاقبت اندیشی کرد
بخش ۳۹ – مناجات در اشارت به آنکه حقیقت ورع اعراض است از ماسوی الله و طلب تحقیق به مقام زهد : ای به خود خوانده ورع وزران را
بخش ۴۰ – عقد یازدهم در مقام زهد که انقطاع رغبت است از نعم فانی و اقتصار همت بر نعیم جاودانی : ای گل تازه که از باغ الست
بخش ۴۱ – حکایت آن خفته چشم بیدار دل که روح الله به سر وقت وی رسید و عذر خواب کردن وی را از وی پسندید : عیسی آن روح که این صورت جسم
بخش ۴۲ – مناجات در طلب مقام فقر بعد از تحقق به مقام زهد : ای در رحمت تو بر همه باز
بخش ۲۷ – مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف است : ای پر از فیض وجود تو جهان
بخش ۴۳ – عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هستی خود نهفتن است فی مرتبتی العلم و العین : ای گرانمایه ترین گوهر پاک
بخش ۲۸ – عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلف : ای به صوفیگری آوازه بلند
بخش ۴۴ – حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد : بود مردانه زنی در موصل