پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

بخش ۵۵ – حکایت پیر روستایی با پسر : ساده مردی شد مسافر با پسر

بخش ۵۶ – تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتن : هر کجا از عشق جانی در هم است

بخش ۵۷ – حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام : یوسف کنعان چو در زندان نشست

بخش ۵۸ – در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدن : چون سلامان هفته ای محمل براند

بخش ۵۹ – حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیست : خورده دانی گفت با وامق به راز

بخش ۶۰ – آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستن : شه چو شد آگاه بعد از چند گاه

بخش ۴۵ – بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طرب : صبحدم کین شاهد مشکین نقاب

بخش ۶۱ – حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه : کوهکن کانبازی پرویز کرد

بخش ۴۶ – حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از من : روی در بغداد کرد اعرابیی

بخش ۶۲ – اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن : شاه یونان چون سلامان را بدید

→ قبلی
بعدی ←

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.