بخش ۴۷ – آگاه شدن حکیم و پادشاه از حال سلامان و ابسال و سرزنش کردن سلامان را و تنگ شدن احوال بر او : چون سلامان شد حریف ابسال را
بخش ۶۳ – حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست : از حکیمی کرد شاگردی سؤال
بخش ۳۱ – قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامان : شاه چون دایه گرفت ابسال را
بخش ۳۲ – در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر وی : لطف طبعش در سخن مو می شکافت
بخش ۳۳ – در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی وی : شب که از هر کار دل پرداختی
بخش ۳۴ – صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگران : چون تن از خواب سحر آسودیش
بخش ۳۵ – در صفت کمانداری و تیراندازی وی : شه چو گشتی بعد چوگان باختن
بخش ۳۶ – در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی : بود در جود و سخا دریا کفی
بخش ۳۷ – حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون : بود قطران نکته دانی سحرساز
بخش ۳۸ – اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه : شب خرد آن ناصح شیرین خطاب