در نکوهش این جهان : اینکه اقلیم بیم و امیدست
اندر طلب بهشت به سالوسی : مرغ و حور از بهشت ابدانست
اندر زهد ریایی : زهد ورزی برای مُرداری
اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید : در جهانی چه بایدت بودن
در مرگ گوید : فرش عمرت نوشته در شومی
حکایت مرد یخ فروش التمثّل فی دارالغرور : مثلت هست در سرای غرور
حکایت : بود در روم بلبل و زاغی
حکایت : بود در شهر بلخ بقّالی
حکایت : آن سلیمان که در جهان قدر
حکایت : گفت در وقت مرگ اسکندر