حکایت : آن شنیدی که با سکندر راد
در بیهوده خندیدن : خندهٔ هرزه کار غُمر بود
فی طول العمر والحسرة مع ذلک : نوح را عمر جمله ده صد بود
تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم : داشت لقمان یکی کریجی تنگ
اندر صفت ربیع و تشبیهات گوید ذکر الربیع یحیی القلوب المیتة و یشرح الصدور الضیقة : شُکر انصاف بر زبان بهار
در تسویت پارسی و تازی : فضل دین در رهِ مسلمانیست
در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیست : علم خوان تات جان قبول کند
اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید : مر سران را چو طامع و می خوار
اندر صفت نقص دنیا : مال بر کف چو پیل بر کشتیست
التمثل فی اصحاب المغرورین : آن شنیدی که بود مردی کور