التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روحاللّٰه و تجریده : روح را چون ببرد روح امین
حکایت روحاللّٰه علیهالسّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس : در اثر خواندهام که روحاللّٰه
فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمر : می همی خور کنون به بوی بهار
اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقی : آز را از درون خود پیوست
در انسانی و حیوانی گوید : هست ترکیب نفسِ انسانی
حکایت در این معنی : پیش از آدم ز دست کوتاهی
اندر آنکه آدمی پس از اشیاء و جهات پیدا آمد : از هوا و ز طبع در انسان
اندر بیان ظلومی و جهولی انسان کما قالاللّٰه تعالی: وحملها الانسان انّه کان ظلوما جهولا : هیچ بدنامی آدمی را پیش
در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود : تنت از چرخ و طبع دارد ساز
اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات : سبب خشم و شهوت از لقمهست