اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرون : تا تو زین منزل آدمی نروی
فی التّمثّل : در طمع زین سگان مزبله پوی
ذکر اظهار حال آن سرای فی یومالقیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون : روز دین دستِ دست رس نبود
فی ذکر انساب البشر من ارکان البشر : آدمی گرچه بر زمانه مهست
حکایت : گفت مردی ز ابلهی رازی
التمثّل فی اکل الرّبا، اَکل الرّبا کمَن یأکل ناراللظی : گفت روزی به جعفرِ صادق
حکایت : به گدایی بگفتم ای نادان
اندر نقص دنیا گوید : دنیی ارچه ز حرص دلبر تست
اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید : ای بلندان به عقل و جان شریف
اندر بیان نسب آدمی من عرف نفسه فقد عرف ربه : تو به قوت خلیفهای به گهر