شمارهٔ ۲۶۳ : ز شهرت ناقص از کامل عیاران بیش می بالد
شمارهٔ ۲۶۴ : دلی کز خامشی روشن شود مردن نمی داند
شمارهٔ ۲۶۵ : ز بی دردی پر و بال طلب از کار می ماند
شمارهٔ ۲۶۶ : مزن ای سرو با شمشاد او لاف از خرام خود
شمارهٔ ۲۶۷ : نگردم چون سبو غافل ز حفظ آبروی خود
شمارهٔ ۲۶۸ : گریبان چاک در گلشن چو آن طناز می آید
شمارهٔ ۲۶۹ : ز ماه نوگشاد عقده دلها نمی آید
شمارهٔ ۲۴۹ : از رفتن گل صحن چمن نوحه سرایی است
شمارهٔ ۲۵۰ : با خوی سرکش او آتش سخن پذیرست
شمارهٔ ۲۵۱ : رنگ شراب دارد یاقوت درفشانت