شمارهٔ ۲۵۳ : تواضع خصم بالادست را بی زور می سازد
شمارهٔ ۲۵۴ : دلم چون برگ بید از حرف بی هنگام می لرزد
شمارهٔ ۲۵۵ : تبسم کن که جان باده لعلی قبا سوزد
شمارهٔ ۲۵۶ : اگر مهر خموشی زان لب شیرین بیان خیزد
شمارهٔ ۲۵۷ : ز بس گفتار من از دل غبارآلود می خیزد
شمارهٔ ۲۵۸ : به تمکینی ز جای خویش آن طناز می خیزد
شمارهٔ ۲۵۹ : زخامی هر کبابی اشک خونین بر زمین ریزد
شمارهٔ ۲۴۳ : تنها نه همین با تو مرا روی نیازست
شمارهٔ ۲۴۴ : صد در صد آفاق، بیابان جنون است
شمارهٔ ۲۴۵ : دایم دلم از دخل نفهمیده غمین است