شمارهٔ ۲۳۲ : آب حیات آتش رخساره ها می است
شمارهٔ ۲۳۳ : حسنت هلال را به سر آسمان شکست
شمارهٔ ۲۳۴ : رخسار او مقید زلف بلند نیست
شمارهٔ ۲۳۵ : ما را شکایت از سخن تلخ یار نیست
شمارهٔ ۲۳۶ : ما را کنار و بوس توقع ز یار نیست
شمارهٔ ۲۳۷ : در گریه بی رخت مژه را اختیار نیست
شمارهٔ ۲۳۸ : عمر عزیز قابل سوز و گداز نیست
شمارهٔ ۲۲۷ : به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد
شمارهٔ ۲۲۸ : که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟
شمارهٔ ۲۱۹ : به می خشکی ز طبع زاهدان زایل نمی گردد