غزل شمارهٔ ۸۶۷ : با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
غزل شمارهٔ ۸۶۸ : دل سرای خاص داشت از مجلس عامش مگوی
غزل شمارهٔ ۸۶۹ : رخ باز نهادم به سماوات الهی
غزل شمارهٔ ۸۷۰ : گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
غزل شمارهٔ ۸۷۱ : ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
غزل شمارهٔ ۸۷۲ : ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
غزل شمارهٔ ۸۷۳ : به پیمانی نمیپویی، به پیوندی نمیپایی
غزل شمارهٔ ۸۷۴ : دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی
غزل شمارهٔ ۸۷۵ : دمشق عشق شد این شهر و مصر زیبایی
غزل شمارهٔ ۸۷۶ : گر چه در کوی وفا جا نگرفتی و سرایی