غزل شمارهٔ ۸۵۱ : باز به قول کیست این جور و ستم که میکنی؟
غزل شمارهٔ ۸۵۲ : زمستان ز مستان نبیند زبونی
غزل شمارهٔ ۸۵۳ : تبم دادی،نمیپرسی که: ای بیمار من چونی؟
غزل شمارهٔ ۸۵۴ : رخت گویم به زیبایی، لبت گویم به شیرینی
غزل شمارهٔ ۸۵۵ : رخ و زلفت، ای پریرخ، سمنست و مشک چینی
غزل شمارهٔ ۸۵۶ : ز دست کس نکشیدم جفا و مسکینی
غزل شمارهٔ ۸۴۱ : مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی
غزل شمارهٔ ۸۵۷ : از مردم این مرحله دلساز نبینی
غزل شمارهٔ ۸۴۲ : نسیم صبح، کرم باشد آن چنان که تو دانی
غزل شمارهٔ ۸۵۸ : به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی