غزل شمارهٔ ۸۴۷ : از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنی
غزل شمارهٔ ۸۴۸ : جفا بر کسی بیش ازین چون کنی؟
غزل شمارهٔ ۸۴۹ : به نشاط باده چو صبحدم سوی بوستان گذری کنی
غزل شمارهٔ ۸۵۰ : هر قصه مینیوشی و در گوش میکنی
غزل شمارهٔ ۸۵۱ : باز به قول کیست این جور و ستم که میکنی؟
غزل شمارهٔ ۸۵۲ : زمستان ز مستان نبیند زبونی
غزل شمارهٔ ۸۵۳ : تبم دادی،نمیپرسی که: ای بیمار من چونی؟
غزل شمارهٔ ۸۵۴ : رخت گویم به زیبایی، لبت گویم به شیرینی
غزل شمارهٔ ۸۲۳ : ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
غزل شمارهٔ ۸۳۹ : ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟