غزل شمارهٔ ۸۳۵ : باز دوشم ز راه مهمانی
غزل شمارهٔ ۸۳۶ : تو ز آه من ار هراسانی
غزل شمارهٔ ۸۲۱ : آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
غزل شمارهٔ ۸۳۷ : چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
غزل شمارهٔ ۸۲۲ : زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی
غزل شمارهٔ ۸۳۸ : خوشا آن عشرت و آن کامرانی
غزل شمارهٔ ۸۲۳ : ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
غزل شمارهٔ ۸۳۹ : ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟
غزل شمارهٔ ۸۲۴ : ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
غزل شمارهٔ ۸۴۰ : کاکل آن پسر ز پیشانی