غزل شمارهٔ ۸۴۰ : کاکل آن پسر ز پیشانی
غزل شمارهٔ ۸۲۵ : به خرابات گذارم ندهند از خامی
غزل شمارهٔ ۸۲۶ : شاد گردم که هر به ایامی
غزل شمارهٔ ۸۲۷ : گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
غزل شمارهٔ ۸۲۸ : مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
غزل شمارهٔ ۸۲۹ : اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
غزل شمارهٔ ۸۳۰ : دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
غزل شمارهٔ ۸۳۱ : نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
غزل شمارهٔ ۸۱۶ : ای دل پر هوش ما با همه فرزانگی
غزل شمارهٔ ۸۰۱ : باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی