غزل شمارهٔ ۸۱۶ : ای دل پر هوش ما با همه فرزانگی
غزل شمارهٔ ۸۰۱ : باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی
غزل شمارهٔ ۸۱۷ : نه بیگانهای، ای بت خانگی
غزل شمارهٔ ۸۰۲ : جهد بکن تا که به جایی رسی
غزل شمارهٔ ۸۱۸ : از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی
غزل شمارهٔ ۸۰۳ : تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
غزل شمارهٔ ۸۱۹ : ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی
غزل شمارهٔ ۸۰۴ : بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
غزل شمارهٔ ۸۲۰ : سرم بیدولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟
غزل شمارهٔ ۸۰۵ : ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی