غزل شمارهٔ ۵۲ : پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
غزل شمارهٔ ۵۳ : سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
غزل شمارهٔ ۵۴ : غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
غزل شمارهٔ ۵۵ : کردهاست یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
غزل شمارهٔ ۵۶ : به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
غزل شمارهٔ ۴۱ : شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
غزل شمارهٔ ۵۷ : شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
غزل شمارهٔ ۴۲ : امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
غزل شمارهٔ ۵۸ : بیمهری اگر چه بیوفا هم
غزل شمارهٔ ۴۳ : گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد