غزل شمارهٔ ۷۷۸ : نگارا، یاد میداری که یاد ما نمیکردی؟
غزل شمارهٔ ۷۶۳ : دلم از چشم مستش زار و پردم چشمش از مستی
غزل شمارهٔ ۷۷۹ : ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
غزل شمارهٔ ۷۶۴ : کدامین نقشبند این نقش بستی؟
غزل شمارهٔ ۷۸۰ : بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟
غزل شمارهٔ ۷۶۵ : میی کو ترا میرهاند ز مستی
غزل شمارهٔ ۷۶۶ : ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
غزل شمارهٔ ۷۶۷ : بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
غزل شمارهٔ ۷۵۲ : آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟
غزل شمارهٔ ۷۵۳ : در کعبه گر ز دوست نبودی نشانهای