غزل شمارهٔ ۷۵۵ : با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
غزل شمارهٔ ۷۵۶ : چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
غزل شمارهٔ ۷۴۱ : بر گل از عنبر کمندی بستهای
غزل شمارهٔ ۷۵۷ : دولت ز در باز آمدی ما را پس از بیدولتی
غزل شمارهٔ ۷۴۲ : ای که تیر بیوفایی در کمان پیوستهای
غزل شمارهٔ ۷۵۸ : او را که در سماع سخن نیست حالتی
غزل شمارهٔ ۷۴۳ : آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای
غزل شمارهٔ ۷۵۹ : کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی
غزل شمارهٔ ۷۴۴ : باز به رسم سرکشان راه جفا گرفتهای
غزل شمارهٔ ۷۶۰ : دانهای بر روی دام انداختی