غزل شمارهٔ ۷۴۸ : همچو گل صد گونه رنگ آوردهای
غزل شمارهٔ ۷۴۹ : در هر چه دیدهام تو پدیدار بودهای
غزل شمارهٔ ۷۵۰ : ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای
غزل شمارهٔ ۷۵۱ : زان شکرین لب گر شبی کردم شکار بوسهای
غزل شمارهٔ ۷۵۲ : آشنایی جمله را، با من چرا بیگانهای؟
غزل شمارهٔ ۷۵۳ : در کعبه گر ز دوست نبودی نشانهای
غزل شمارهٔ ۷۵۴ : ای ماه و مشتری ز جمالت قرینهای
غزل شمارهٔ ۷۵۵ : با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
غزل شمارهٔ ۷۲۴ : دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
غزل شمارهٔ ۷۴۰ : با دگری بر غم من عقد وصال بستهای