قصیدهٔ ۲۵ : خیز و طعنه بر مه و پروین زن
قصیدهٔ ۲۶ : ای به روی و به موی، لاله و سوسن!
قصیدهٔ ۱۱ : به کام من بر، یک چند گشت گیهان بود
قصیدهٔ ۲۷ : بر تختگاه تجرد، سلطان نامورم من
قصیدهٔ ۱۲ : هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟
قصیدهٔ ۲۸ : مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او
قصیدهٔ ۱۳ : رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
قصیدهٔ ۲۹ : فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
قصیدهٔ ۱ : دگر باره خیاط باد صبا
قصیدهٔ ۲ : از من گرفت گیتی یارم را