شمارهٔ ۴۱۳ : گفتار او غم از دل ناکام می برد
شمارهٔ ۴۱۴ : تا چند ناگواری از اندازه بگذرد؟
شمارهٔ ۴۱۵ : تنها نه کار من به نگاه نخست کرد
شمارهٔ ۴۰۰ : ای سنگدل عقیق تو بدنام می شود
شمارهٔ ۴۰۱ : از خواب، چشم شوخ تو سنگین نمی شود
شمارهٔ ۴۰۲ : هر کس که از رخ تو نظر آب می دهد
شمارهٔ ۴۰۳ : گل بوی بی وفایی ارواح می دهد
شمارهٔ ۴۰۴ : آیینه ات ز چشم بدان بی صفا شده است
شمارهٔ ۴۰۵ : عاشق عنان به چرخ مقوس نمی دهد
شمارهٔ ۴۰۶ : هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید