شمارهٔ ۳۷۵ : عشق چون شعله کشد اشک دمادم چه کند؟
شمارهٔ ۳۷۶ : آه را یاد سر زلف تو پیچیده کند
شمارهٔ ۳۶۷ : ز درد می دل زهاد با صفا نشود
شمارهٔ ۳۵۷ : مس وجود مرا درد کیمیا باشد
شمارهٔ ۳۵۸ : شکسته بند قناعت مرا دهان بسته است
شمارهٔ ۳۵۹ : کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد
شمارهٔ ۳۶۰ : رخ تو روی نگاه از پری بگرداند
شمارهٔ ۳۶۱ : سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند
شمارهٔ ۳۶۲ : درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند
شمارهٔ ۳۶۳ : دلاوران که صف کارزار می شکنند