شمارهٔ ۳۶۴ : ترا که چتر زراندود آفتاب بود
شمارهٔ ۳۶۵ : ز هر نهال به قد سرو اگر زیاده بود
شمارهٔ ۳۶۶ : به تیغ هر که شود کشته پایدار شود
شمارهٔ ۳۵۲ : چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد
شمارهٔ ۳۵۳ : غریب کوی تو در هر کجا وطن سازد
شمارهٔ ۳۵۴ : دل رمیده به این خاکدان نمی سازد
شمارهٔ ۳۵۵ : غبار خط چو به عزم نبرد می خیزد
شمارهٔ ۳۵۶ : به دل علاقه نداریم تا به جان چه رسد
شمارهٔ ۳۴۷ : به حسن، خیرگی ما چه می تواند کرد؟
شمارهٔ ۳۴۸ : به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد