شمارهٔ ۳۴۹ : ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کرد
شمارهٔ ۳۵۰ : سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خورد
شمارهٔ ۳۵۱ : سبکروی به صف دشمنان شبیخون زد
شمارهٔ ۳۳۷ : مگر از ناله بلبل دل ما بگشاید
شمارهٔ ۳۳۸ : گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسید
شمارهٔ ۳۳۹ : دو دل شوم چو به زلفش مرا نگاه افتد
شمارهٔ ۳۴۰ : کجا دماغ تو گرم از شراب می گردد؟
شمارهٔ ۳۴۱ : درین ریاض کسی خوشه اش دو سر دارد
شمارهٔ ۳۴۲ : کسی که کاوش عشقی درون خود دارد
شمارهٔ ۳۴۳ : چو دست خود به دعا می پرست بردارد