شمارهٔ ۲۹۵ : اگر ملک دو عالم را کند یک کاسه اقبالش
شمارهٔ ۲۹۶ : گرانخوابی که آه سرد را مهتاب می داند
شمارهٔ ۲۸۷ : ز حیرت بهره عاشق ز خوبان بیشتر باشد
شمارهٔ ۲۷۷ : کسی را از بزرگان می رسد نخوت به درویشان
شمارهٔ ۲۷۸ : نفس را یاد رویش شعله بی باک می سازد
شمارهٔ ۲۷۹ : تماشای تو از دل سینه ها را پاک می سازد
شمارهٔ ۲۸۰ : نفس را صافی از کلفت خراش سینه می سازد
شمارهٔ ۲۸۱ : بدآموز قفس در آشیان مسکن نمی سازد
شمارهٔ ۲۸۲ : نه لاله (است) این که پای بیستون را در حنا دارد
شمارهٔ ۲۸۳ : که می گفت از دل یاقوت دود عنبرین خیزد؟