شمارهٔ ۲۶۹ : به کوی عشق زاهد دشمن ناموس می گردد
شمارهٔ ۲۷۰ : به درویش از تهیدستی گوارا مرگ می گردد
شمارهٔ ۲۷۱ : کم و بیش جهان در نیستی همسنگ می گردد
شمارهٔ ۲۵۷ : عشوه ها از طالع ناساز می باید کشید
شمارهٔ ۲۵۸ : آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید
شمارهٔ ۲۵۹ : خوش بهاری می رسد فکر می و ساغر کنید
شمارهٔ ۲۶۰ : گل نشکفته من در چمن هرگز نمی خوابد
شمارهٔ ۲۶۱ : خیال زلف او در دیده خونبار می زیبد
شمارهٔ ۲۶۲ : ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
شمارهٔ ۲۶۳ : مصفا چون شود دل در غبار تن نمی گنجد