شمارهٔ ۲۲۱ : ز عشق افزون تمنای دل خودکام می گردد
شمارهٔ ۲۲۲ : کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟
شمارهٔ ۲۲۳ : دل عاشق به جنت قانع از دلبر نمی گردد
شمارهٔ ۲۰۸ : روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
شمارهٔ ۲۰۹ : وقت جمعی خوش که تخمی در ته گل کرده اند
شمارهٔ ۲۱۰ : فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
شمارهٔ ۲۱۱ : زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتند
شمارهٔ ۲۱۲ : نغمه و گفتار خوش ارواح را بال و پرند
شمارهٔ ۲۱۳ : پنبه از بی طالعی ناخن به داغم می زند
شمارهٔ ۲۱۴ : ناله ام ناخن به داغ عندلیبان می زند