شمارهٔ ۱۸۹ : بوی خون از غنچه گل بر دماغم می خورد
شمارهٔ ۱۹۰ : می چسان مغز من آتش روان را پرورد؟
شمارهٔ ۱۹۱ : بر گل رخسار او تا زلف پیچ و تاب زد
شمارهٔ ۱۷۶ : رخساره گلرنگ تو گلزار بهشت است
شمارهٔ ۱۷۷ : رخسار تو شاداب تر از لاله طورست
شمارهٔ ۱۷۸ : می بی نمک صحبت احباب حرام است
شمارهٔ ۱۷۹ : آغاز خط آن شوخ به عشاق رحیم است
شمارهٔ ۱۸۰ : از وصل، ملال دل خرم نمکین است
شمارهٔ ۱۸۱ : روی دل این خسته به آن چشم سخنگوست
شمارهٔ ۱۸۲ : (راه سخنم معنی بسیار گرفته است