شمارهٔ ۱۸۴ : از خموشی هر که سر در جیب فکرت می برد
شمارهٔ ۱۸۵ : ناله بلبل به بال شیون ما می پرد
شمارهٔ ۱۸۶ : تا به برگ سبز، خط او چمن را یاد کرد
شمارهٔ ۱۷۵ : تا چند ز رسوا شدن راز توان سوخت؟
شمارهٔ ۱۶۶ : از پسته تو شور ملاحت چکیده است
شمارهٔ ۱۶۷ : آتش ز شرم خوی تو تا سر کشیده است
شمارهٔ ۱۶۸ : دارد سری به کاکل او هر سری که هست
شمارهٔ ۱۶۹ : (در زیر آسمان دل بی اضطراب نیست
شمارهٔ ۱۷۰ : عشق ترا به رونق ما احتیاج نیست
شمارهٔ ۱۷۱ : بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست