پیک پیری : ز سری، موی سپیدی روئید
ای مرغک : ای مرغک خرد، ز اشیانه
پیوند نور : بدامان گلستانی شبانگاه
باد بروت : عالمی طعنه زد به نادانی
تاراج روزگار : نهال تازه رسی گفت با درختی خشک
بازی زندگی : عدسی وقت پختن، از ماشی
بام شکسته : بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد
بلبل و مور : بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار
برف و بوستان : به ماه دی، گلستان گفت با برف
برگ گریزان : شنیدستم که وقت برگریزان