شمارهٔ ۱۷ : بر آب روان بخت روانت ملکا
شمارهٔ ۲ : بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
شمارهٔ ۱۸ : کس نتواند ز بد رهانید مرا
شمارهٔ ۳ : گر بند کند رای بلند تو مرا
شمارهٔ ۱۹ : دانی تو که با بند گرانم یارب
شمارهٔ ۴ : گر زر گردیم می نجویی ما را
شمارهٔ ۲۰ : دل در هوس تو بسته بودم همه شب
شمارهٔ ۵ : تا دیده ام آن لب گهر بار تو را
شمارهٔ ۶ : روزی بر من همی نیایی صنما
شمارهٔ ۷ : افکند دلم زمانه در زاریها