شمارهٔ ۲۶۵ : ز بی دردی پر و بال طلب از کار می ماند
شمارهٔ ۲۶۶ : مزن ای سرو با شمشاد او لاف از خرام خود
شمارهٔ ۲۶۷ : نگردم چون سبو غافل ز حفظ آبروی خود
شمارهٔ ۲۶۸ : گریبان چاک در گلشن چو آن طناز می آید
شمارهٔ ۲۶۹ : ز ماه نوگشاد عقده دلها نمی آید
شمارهٔ ۲۵۷ : ز بس گفتار من از دل غبارآلود می خیزد
شمارهٔ ۲۵۸ : به تمکینی ز جای خویش آن طناز می خیزد
شمارهٔ ۲۵۹ : زخامی هر کبابی اشک خونین بر زمین ریزد
شمارهٔ ۲۴۹ : از رفتن گل صحن چمن نوحه سرایی است
شمارهٔ ۲۵۰ : با خوی سرکش او آتش سخن پذیرست