شمارهٔ ۲۵۱ : رنگ شراب دارد یاقوت درفشانت
شمارهٔ ۲۵۳ : تواضع خصم بالادست را بی زور می سازد
شمارهٔ ۲۵۴ : دلم چون برگ بید از حرف بی هنگام می لرزد
شمارهٔ ۲۵۵ : تبسم کن که جان باده لعلی قبا سوزد
شمارهٔ ۲۵۶ : اگر مهر خموشی زان لب شیرین بیان خیزد
شمارهٔ ۲۴۰ : از داغ تازگی جگر پاره پاره یافت
شمارهٔ ۲۴۱ : از روی عرقناک تو خورشید کباب است
شمارهٔ ۲۴۲ : از پرده شرم تو دلم داغ و کباب است
شمارهٔ ۲۴۳ : تنها نه همین با تو مرا روی نیازست
شمارهٔ ۲۴۴ : صد در صد آفاق، بیابان جنون است