شمارهٔ ۲۳۴ : رخسار او مقید زلف بلند نیست
شمارهٔ ۲۳۵ : ما را شکایت از سخن تلخ یار نیست
شمارهٔ ۲۳۶ : ما را کنار و بوس توقع ز یار نیست
شمارهٔ ۲۳۷ : در گریه بی رخت مژه را اختیار نیست
شمارهٔ ۲۳۸ : عمر عزیز قابل سوز و گداز نیست
شمارهٔ ۲۲۴ : که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
شمارهٔ ۲۲۵ : به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد
شمارهٔ ۲۲۶ : نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد
شمارهٔ ۲۲۷ : به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد
شمارهٔ ۲۲۸ : که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟