شمارهٔ ۱۸۳ : خلقی از گفتار بی کردار من هشیار شد
شمارهٔ ۱۸۴ : بی تائمل هر که در محفل سخن پرداز شد
شمارهٔ ۱۸۵ : خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
شمارهٔ ۱۸۶ : تازه رو زخم کهن از زخم های تازه شد
شمارهٔ ۱۸۷ : داستان عمر طی شد حرف او آخر نشد
شمارهٔ ۱۷۵ : حسن در دوستی یگانه خوش است
شمارهٔ ۱۷۶ : عالمی را لعل او مست از شراب ناب کرد
شمارهٔ ۱۷۷ : از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
شمارهٔ ۱۶۸ : چشمم ز پهلوی دل دیوانه پر شده است
شمارهٔ ۱۶۹ : نی انجمن فروز شراب شبانه است