شمارهٔ ۳۶۵ – در اشتیاق : به خدایی که در موجودات
شمارهٔ ۳۶۶ – در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گوید : دی مرا عاشقکی گفت غزل میگویی
شمارهٔ ۳۳۵ – به شخصی تکلف فرماید : امیر زنگی چون بامداد باز آید
شمارهٔ ۳۵۱ – کیسهای به حکیم وعده کردهاند آن را با کاردی طلب میکند : ای کمال زمان بیا و ببین
شمارهٔ ۳۳۶ – از دوستی سیم گرمابه خواهد : دوش در خواب دیو شهوت را
شمارهٔ ۳۳۷ – در تقاضا : شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم
شمارهٔ ۳۳۸ – در عذر غیبت از مجلس مخدوم : من بدعهد را چه میگویی
شمارهٔ ۳۳۹ – فیالاشتیاق : به خدایی که عقل کلی را
شمارهٔ ۳۴۰ : بجز تو در دو گیتی کس ندیدست
شمارهٔ ۳۴۱ – به مجلس صاحب بار خواهد : خداوندا به فر دولت تو