به نام یزدان – این (است) اندرز انوشک روان اتروپات مارسپندان : بخواندم زگفتار دانای راد
فقرۀ ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ : با دژآگاه (نادان و بیتربیت) مرد همراز مباش.
فقرۀ ۱ : اینپیدا (است) کهآذرپاد را فرزند تنیزاد نبود، و از آن پس آیستان «نیاز و دعا» به یزدان کرد، دیر برنیامد که اذرپاد را فرزندی ببود، هرآینه درست خیمی زرتشت سپینمان را زرتشت نام نهاد، وکفت که برخیز پسرم تا(ت) فرهنگ برآموزم.
فقرۀ ۲۱ : با مست مرد همخورش مشو.
فقرۀ ۲ : پسر من! کرفکاندیش بوی، نه گناهاندیش، چه مردم تا جاودان زمان زنده نی، چه چیز که آن مینوی (است)، بایستنیتر (پایندهتر)
رهنمون : بود با اهریمنان دانشفزون
جنگ دیو و آدمیزاد : حربهٔ مردم فلاخن بود و سنگ
تدبیر پری بانو : شبرسید و مهر روشن شد نهان
پیام بانو به تهمورث : در بر بانو، زن و مردی فقیر
گفتن حدیث عشق پریزاد : از پری بانو، رسولی ارجمند