فقرۀ ۷۰ : به هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش.
فقرۀ ۷۱ : خوش فرمان باش که خوش بهر باشی
فقرۀ ۷۲، ۷۳ : بی گناه باش که بیبیم باشی. سپاسدار باش که به نیکویی ارزانی باشی.
فقرۀ ۷۴ : یگانه باش که واپریکان (آبرومند) باشی.
فقرۀ ۷۵ : راست گوی باش که استوار (مورد اعتماد) باشی.
فقرۀ ۵۷ : ناآمرزیده مرد آزرمان را به زندان مکن، گزیده و بزرگ مردم و هشیار مرد را بر بند زندانبان کن.
فقرۀ ۵۸ : اگر پسری بودت به برنایی به دبیرستان ده، چه دبیری چشمروشی است.
فقرۀ ۵۹ : سخن بنگرش (ملاحظه و تامل) کوی، چه سخنی است ( که) گفتن به و سخنی هست که پاییدن (تأمل) و آن پاییدن به از آن گفتن.
فقرۀ ۴۳ : اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینهاش بن به میان باشد.
فقرۀ ۶۰ : راستگوی مرد، پیامبرکن.