قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ : هر که گوید که چرخ بیکار است
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ : آن بی تن و جان چیست کو روان است؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ : ای آنکه جز طرب نه همی بینمت طلب
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ : بلی، بیگمان این جهان چون گیاست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ : این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ : جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ : ای غریب آب غریبی ز تو بربود شباب
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ : ای به خور مشغول دایم چون نبات
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ : ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ : این تخت سخت گنبد گردان سرای ماست