رباعی ۹۶ : * جُز راهِ قَلَندرانِ میخانه مپوی،
رباعی ۸۱ : روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
رباعی ۹۷ : * ساقی غمِ من بلندآوازه شدهاست،
رباعی ۸۲ : * در پای اجل چو من سرافکنده شوم،
رباعی ۹۸ : * تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانی،
رباعی ۸۳ : * یاران به موافقت چو دیدار کنید،
رباعی ۹۹ : * من ظاهرِ نیستی و هستی دانم،
رباعی ۸۴ : * آنانکه اسیر عقل و تمییز شدند،
رباعی ۸۵ : * ای صاحب فتوی، ز تو پرکارتریم،
رباعی ۸۶ : شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.