و له ایضاً : گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
فی الموت : چون روی تو در هلاک خواهد آمد
فی الموت : از آتش دل چو دود برخواهی خواست
فی الموت : زان پیش که در عین هلاکت فکنند
وله ایضاً : بی یاد تو دل چو سایه در خورشید است
وله ایضاً : گیرم که به تو لطف الهی آمد
وله ایضاً : از سر تو هر که با نشان خواهد بود
وله ایضاً : ای آنکه ز کفر دین تو بیرون آری
وله ایضاً : ای آنکه چنانکه مصلحت میدانی
وله ایضاً : کاری که ورای کفر و دین میدانم