بخش ۴۸ – رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نماید : شبانگه کز سواد شعر گلریز
بخش ۴۹ – تضرع نمودن زلیخا پیش دایه و التماس حیله ای که سبب مواصلت یوسف گردد علیه السلام کردن : چو با آن کشته سودای یوسف
بخش ۵۰ – عمارت کردن دایه خانه ای که در وی تصویر جمال یوسف و زلیخا کردند : چنین گویند معماران این کاخ
بخش ۵۱ – خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن : چو شد خانه تمام از سعی استاد
بخش ۵۲ – درآوردن زلیخا یوسف را علیه السلام به خانه هفتم و بذل کردن مجهود در نیل مقصود و گریختن یوسف و ماندن زلیخا در تحیر و تأسف : سخن پرداز این کاشانه راز
بخش ۳۷ – رسدن زلیخا به درگاه پادشاه و سبب ازدحام پرسیدن و جمال یوسف را علیه السلام دیدن و وی را شناختن : زلیخا بود ازین صورت تهی دل
بخش ۵۳ – پیش رسیدن عزیز یوسف را بر بیرون آن خانه و پنهان داشتن آنچه میان وی و زلیخا گذشته بود و افشای زلیخا آن را : چنین زد خانه نقش این فسانه
بخش ۳۸ – به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدند : چه خوش وقتی و خرم روزگاری
بخش ۵۴ – کشیدن سرهنگان یوسف را علیه السلام به جانب زندان و گواهی دادن طفل شیرخواره به پاکی وی و گذاشتن وی : چو یوسف را گرفت آن مرد سرهنگ
بخش ۳۹ – داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسید : نه تنها عشق از دیدار خیزد