رباعی شمارهٔ ۴۴۱ : ای محنت هجر بر دلم سرنایی
رباعی شمارهٔ ۴۴۲ : با دل گفتم گرد بلا میپویی
رباعی شمارهٔ ۴۴۳ : صورتگر فطرت ننگارد چو تویی
رباعی شمارهٔ ۴۴۴ : ای نامتحرک حیوانی که تویی
رباعی شمارهٔ ۴۳۰ : در ملک چنین که وسعتش میدانی
رباعی شمارهٔ ۴۳۱ : ای دل طمعم زان همه سرگردانی
رباعی شمارهٔ ۴۳۲ : ای شاه گر آنچه میتوانی نکنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۳ : ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۴ : گر در همه عمر یک نکویی بکنی
رباعی شمارهٔ ۴۳۵ : با بوعلی اب ارب هم بنشینی