پرش به محتوا
Logo-r1rviff5byylx7a7u4w6868y7whz9qbkfoprejq9yg
  • خانه
  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • صائب
  • عطار
  • نظامی
  • پروین اعتصامی
  • سنایی
  • خاقانی
  • منوچهری
  • ناصرخسرو
  • رودکی
  • انوری
  • وحشی بافقی
  • عراقی
  • خواجوی کرمانی
  • مسعود سعد سلمان
  • اوحدی
  • ابوسعید ابوالخیر
  • باباطاهر
  • ملک‌الشعرا بهار
  • هاتف اصفهانی
  • جامی
  • test API

شمارهٔ ۱ : گرچه فلک از پیش برانده ست مرا

شمارهٔ ۲ : بر کار به جز زبان نمانده ست مرا

شمارهٔ ۳ : گر بند کند رای بلند تو مرا

شمارهٔ ۴ : گر زر گردیم می نجویی ما را

شمارهٔ ۵ : تا دیده ام آن لب گهر بار تو را

شمارهٔ ۶ : روزی بر من همی نیایی صنما

شمارهٔ ۷ : افکند دلم زمانه در زاریها

شمارهٔ ۸ : ای مدحت تو فرض و دگر نافلها

شمارهٔ ۹ : خویش از پی من همی گریزد ملکا

شمارهٔ ۱۰ : هر شیر که بود مرغزاری شاها

شمارهٔ ۱۱ : عشق تو بلند و صبر من پست چرا

شمارهٔ ۱۲ : در حبس مرنج با چنین آهن ها

شمارهٔ ۱۳ : می دانستم چو روز روشن صنما

شمارهٔ ۱۴ : قبله ست به دوستی ندای تو مرا

شمارهٔ ۱۵ : از مهر نکرد سایه کوی تو مرا

شمارهٔ ۱۶ : چون بار فلک بست به افسون ما را

شمارهٔ ۱۷ : بر آب روان بخت روانت ملکا

شمارهٔ ۱۸ : کس نتواند ز بد رهانید مرا

شمارهٔ ۱۹ : دانی تو که با بند گرانم یارب

شمارهٔ ۲۰ : دل در هوس تو بسته بودم همه شب

شمارهٔ ۲۱ : تفت این دل گرم از دم سردم همه شب

شمارهٔ ۲۲ : دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب

شمارهٔ ۲۳ : ای روی تو و زلف تو روز اندر شب

شمارهٔ ۲۴ : چون آتش و آب از بدی پاکم و ناب

شمارهٔ ۲۵ : تن در غم هجر داده بودم همه شب

شمارهٔ ۲۶ : من غرقه ز خون دیده بودم همه شب

شمارهٔ ۲۷ : تا روزه حرام کرد بر لب می ناب

شمارهٔ ۲۸ : صالح تر و خشک شد ز تو دیده و لب

شمارهٔ ۲۹ : ز آن سوزد چشم تو و زآن ریزد آب

شمارهٔ ۳۰ : بودم صنما چو رفته هوشان همه شب

شمارهٔ ۳۱ : ساقی که به دست من دهد جام شراب

شمارهٔ ۳۲ : چون همت تو به حال من مقرونست

شمارهٔ ۳۳ : اول ز پی وصال روح افزایت

شمارهٔ ۳۴ : اشکم که زمین از نم او آغشتست

شمارهٔ ۳۵ : مار دو سر چهار چشم است ای دوست

شمارهٔ ۳۶ : امروز به شهر حسن همنام تو نیست

شمارهٔ ۳۷ : بر روی دو زلفین بتابم زد دوست

شمارهٔ ۳۸ : مسعود ملک ملک نگهبان چو تو نیست

شمارهٔ ۳۹ : از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست

شمارهٔ ۴۰ : آن را که تو در دلی خرد در سر اوست

شمارهٔ ۴۱ : در نعمت و مال اگر زبر دستی نیست

شمارهٔ ۴۲ : چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست

شمارهٔ ۴۳ : دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست

شمارهٔ ۴۴ : بر جان منت جان رهی فرمانست

شمارهٔ ۴۵ : ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست

شمارهٔ ۴۶ : وصلش شادیست وز پسش زود غم است

شمارهٔ ۴۷ : آویخته در هوای جان آویزت

شمارهٔ ۴۸ : رویم ز غمت گونه خال تو گرفت

شمارهٔ ۴۹ : ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست

شمارهٔ ۵۰ : گر نور فلک چو طبع ما گردد راست

شمارهٔ ۵۱ : طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست

شمارهٔ ۵۲ : با ما ثقت الملک هم آوازی نیست

شمارهٔ ۵۳ : چشم تو چو فتنه جهان سوزانست

شمارهٔ ۵۴ : شد صالح و از همه قیامت برخاست

شمارهٔ ۵۵ : اندر خور نعمت توام خدمت نیست

شمارهٔ ۵۶ : آن شیر که او به صید جز شیر نکشت

شمارهٔ ۵۷ : رنج دل و رنج دیده جز دیده نجست

شمارهٔ ۵۸ : در ماه چه روشنی که در روی تو نیست

شمارهٔ ۵۹ : در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست

شمارهٔ ۶۰ : از چرخ چو بر تو مهر فرزندی نیست

شمارهٔ ۶۱ : از حصن بلند دوزخ سرد مراست

شمارهٔ ۶۲ : خوی تو چو رخسار نکوی تو نکوست

شمارهٔ ۶۳ : آنی که زمان زمان مرا عشق تو بوست

شمارهٔ ۶۴ : تا من سر آن روی چو مه خواهم داشت

شمارهٔ ۶۵ : ای بازوی دولت آستینت ظفرست

شمارهٔ ۶۶ : آن بت که هوای او بداندیش منست

شمارهٔ ۶۷ : جویان وصال تو جدا از جانست

شمارهٔ ۶۸ : هر چند گنهکار است آخر علوی است

شمارهٔ ۶۹ : این طالع من یارب و این اختر چیست

شمارهٔ ۷۰ : تا تن به غم هجر تو نابود شده است

شمارهٔ ۷۱ : گر دورم از آن روی جهان آرایت

شمارهٔ ۷۲ : اشک من و رخسار تو همرنگ شده است

شمارهٔ ۷۳ : بادام دو چشم تو دلم زار بخست

شمارهٔ ۷۴ : گر شاه به من چو شیر دندان خایست

شمارهٔ ۷۵ : بر چرخ فتاده نور ایران ملکست

شمارهٔ ۷۶ : امروز جهان بهار از ایران ملکست

شمارهٔ ۷۷ : با من چو زمانه تیر در شست گرفت

شمارهٔ ۷۸ : آنی شاها که جز سخا کیش تو نیست

شمارهٔ ۷۹ : در بأس چو طاهر علی آهن نیست

شمارهٔ ۸۰ : تا بار غمت نهاده بر محمل ماست

شمارهٔ ۸۱ : هر جای که عشوه ایست پرورده توست

شمارهٔ ۸۲ : در شعر مرا نیک و بد چرخ یکی است

شمارهٔ ۸۳ : ای صدر جهان ناصر تو یزدان باد

شمارهٔ ۸۴ : آرام ز خویشتن جدا خواهم کرد

شمارهٔ ۸۵ : زین پس اگرم ضعیف تن خواهد بود

شمارهٔ ۸۶ : جان و دل و دین دست فراهم کردند

شمارهٔ ۸۷ : گیتی و فلک به کشتن من یارند

شمارهٔ ۸۸ : باز این تن مستمند زندانی شد

شمارهٔ ۸۹ : چون چرخ زهر چه بود درویشم کرد

شمارهٔ ۹۰ : در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد

شمارهٔ ۹۱ : احسان خداوند به من بنده رسید

شمارهٔ ۹۲ : گر تو به سفر شدی نگارا شاید

شمارهٔ ۹۳ : از مال فلک برهنه چون شیرم کرد

شمارهٔ ۹۴ : چون بند تو بنده را همی پند بود

شمارهٔ ۹۵ : گر صبر کنم عمر همی باد شود

شمارهٔ ۹۶ : گر باد هوای کوی سرایت سپرد

شمارهٔ ۹۷ : تا این دل من تو را خریدار آمد

شمارهٔ ۹۸ : تا دل به هوای تو گرفتار آمد

شمارهٔ ۹۹ : سودای تو آتش دلم افزون کرد

شمارهٔ ۱۰۰ : کارم همه جز مهر تو دلجوی نبود

شمارهٔ ۱۰۱ : امید وصال چون مرا بفریبد

شمارهٔ ۱۰۲ : هر مرد که لاف زد شدش مردی باد

شمارهٔ ۱۰۳ : ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد

شمارهٔ ۱۰۴ : مونس همه شب خیال دلجوی تو بود

شمارهٔ ۱۰۵ : از باغ طرب گشت گل وصل پدید

شمارهٔ ۱۰۶ : با من در مهر گرم چون آتش بود

شمارهٔ ۱۰۷ : چون باره فتح تو به میدان تازد

شمارهٔ ۱۰۸ : بر عارض نو مشک همی افزاید

شمارهٔ ۱۰۹ : آنی که ز کبر ما نپسندی مهد

شمارهٔ ۱۱۰ : در بند تو ای شاه ملکشه باید

شمارهٔ ۱۱۱ : دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود

شمارهٔ ۱۱۲ : دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود

شمارهٔ ۱۱۳ : چون غنچه رهی راز تو در دل دارد

شمارهٔ ۱۱۴ : گوشم ز تو نشنود بتا جز همه سرد

شمارهٔ ۱۱۵ : تیری که بزد چرخ مرا پنهان زد

شمارهٔ ۱۱۶ : ای شاه جهان جهان شد از داد تو شاد

شمارهٔ ۱۱۷ : ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود

شمارهٔ ۱۱۸ : تا چرخ مرا به چنگ عشق تو سپرد

شمارهٔ ۱۱۹ : هنگام گل ار به باغ بلبل نبود

شمارهٔ ۱۲۰ : هر گه که فلک دل مرا ریش کند

شمارهٔ ۱۲۱ : گردون همه در بند گرانم دارد

شمارهٔ ۱۲۲ : شاها ملکا همه ثناگوی تواند

شمارهٔ ۱۲۳ : گردون شرف و جاه در انگشت تو دید

شمارهٔ ۱۲۴ : شاها ملکا جهان به فرمان تو باد

شمارهٔ ۱۲۵ : آنی که جهانی ز تو سامان گیرد

شمارهٔ ۱۲۶ : بورشد رشید کز فلک ماه آورد

شمارهٔ ۱۲۷ : آن کوه گذار آهوی دشت نورد

شمارهٔ ۱۲۸ : چون موج سیاه روی هامون گیرد

شمارهٔ ۱۲۹ : خاک از رخم ار برو نهم زرد شود

شمارهٔ ۱۳۰ : تا دعوت دولت تو در گوشم شد

شمارهٔ ۱۳۱ : اول گردون ز رنج در تابم کرد

شمارهٔ ۱۳۲ : بر هم زده بود عشقت اسباب خرد

شمارهٔ ۱۳۳ : من شاهم و شاعران سواران منند

شمارهٔ ۱۳۴ : گر زر گردی جفا عیار تو بود

شمارهٔ ۱۳۵ : چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد

شمارهٔ ۱۳۶ : رویی که چو او چرخ فلک ننگارد

شمارهٔ ۱۳۷ : چون روی هوا دوش به قیر اندودند

شمارهٔ ۱۳۸ : گر خون نشود قوت جانم که دهد

شمارهٔ ۱۳۹ : اندر ریشم همه خسک پاک برید

شمارهٔ ۱۴۰ : ترسم ما را ستارگان چشم کنند

شمارهٔ ۱۴۱ : چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد

شمارهٔ ۱۴۲ : در هند کمال جود موجود آمد

شمارهٔ ۱۴۳ : چون بنشینند و مطربان بنشانند

شمارهٔ ۱۴۴ : آن را که ز بخت دستیاری باشد

شمارهٔ ۱۴۵ : در عشق تو جانم انده ناب خورد

شمارهٔ ۱۴۶ : آنان که سر نشاط عالم دارند

شمارهٔ ۱۴۷ : خون در تن من که اصل نیروست نماند

شمارهٔ ۱۴۸ : تا خط چو دود تو دل از من بربود

شمارهٔ ۱۴۹ : آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد

شمارهٔ ۱۵۰ : با من فلک از خشم همی دندان زد

شمارهٔ ۱۵۱ : ای شاه فلک متابع کام تو باد

شمارهٔ ۱۵۲ : در باغ هنر تخم وفا کاشت خرد

شمارهٔ ۱۵۳ : صالح تن من ز عشق دامن بفشاند

شمارهٔ ۱۵۴ : در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد

شمارهٔ ۱۵۵ : دیدار تو از نعمت دو جهان خوشتر

شمارهٔ ۱۵۶ : یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر

شمارهٔ ۱۵۷ : ز اول به میان ما به هنگام کنار

شمارهٔ ۱۵۸ : هر ابر که بنگرم غباری شده گیر

شمارهٔ ۱۵۹ : خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر

شمارهٔ ۱۶۰ : تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر

شمارهٔ ۱۶۱ : سلطان ملک است در دل سلطان نور

شمارهٔ ۱۶۲ : چاه ز نخ تو ای دلارام پسر

شمارهٔ ۱۶۳ : یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر

شمارهٔ ۱۶۴ : ای روی تو آفتاب و من نیلوفر

شمارهٔ ۱۶۵ : آمد به وداعم آن نگار دلبر

شمارهٔ ۱۶۶ : ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار

شمارهٔ ۱۶۷ : در عشق تو همچو ابر می گریم زار

شمارهٔ ۱۶۸ : ای پیل سوار خسرو شیر شکار

شمارهٔ ۱۶۹ : پیوست فلک با من پیکار دگر

شمارهٔ ۱۷۰ : این ابر چراست روز وشب چشم تو تر

شمارهٔ ۱۷۱ : اکنون که شدی به بتکده عاشق زار

شمارهٔ ۱۷۲ : مشکین کله تو گر شبست ای دلدار

شمارهٔ ۱۷۳ : نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر

شمارهٔ ۱۷۴ : تا دیده ام آن روی چو خورشید انور

شمارهٔ ۱۷۵ : اندیشه مکن به کارها در بسیار

شمارهٔ ۱۷۶ : ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور

شمارهٔ ۱۷۷ : اندک اثر آبله بر دو رخ یار

شمارهٔ ۱۷۸ : در زندان تا کرد مرا گردون پیر

شمارهٔ ۱۷۹ : سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر

شمارهٔ ۱۸۰ : چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر

شمارهٔ ۱۸۱ : از سنگم یا ز چیستم جان پدر

شمارهٔ ۱۸۲ : بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر

شمارهٔ ۱۸۳ : می گویمت ای سعادت ای نیک پسر

شمارهٔ ۱۸۴ : در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر

شمارهٔ ۱۸۵ : گویی که هوا به زیر گردست امروز

شمارهٔ ۱۸۶ : عشقت کشتم که غم درودم شب و روز

شمارهٔ ۱۸۷ : ای فقر بخاست روز بازار تو خیز

شمارهٔ ۱۸۸ : ای شاه علاء دولت ملک افروز

شمارهٔ ۱۸۹ : چرخ از دم کون برنمی گردد باز

شمارهٔ ۱۹۰ : خورشید رخا وصل تو جویم همه روز

شمارهٔ ۱۹۱ : ای سود و زیان عمر فرسوده بترس

شمارهٔ ۱۹۲ : ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس

شمارهٔ ۱۹۳ : از بخشش دست من ز سیم و زر پرس

شمارهٔ ۱۹۴ : مسعود که بود سعد سلمان پدرش

شمارهٔ ۱۹۵ : مسعود که بود سعد سلمان پدرش

شمارهٔ ۱۹۶ : تا از من می جهی چو دود از آتش

شمارهٔ ۱۹۷ : معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع

شمارهٔ ۱۹۸ : آتش به سرم همی فرو ریزد عشق

شمارهٔ ۱۹۹ : ای چرخ مدور خسیس بی باک

شمارهٔ ۲۰۰ : گردون نکشد کمال مسعود ملک

شمارهٔ ۲۰۱ : من همت باز دارم و کبر پلنگ

شمارهٔ ۲۰۲ : من چون دل لاله ام تو چون رنگ به رنگ

شمارهٔ ۲۰۳ : ای بدر شده من از غمان تو هلال

شمارهٔ ۲۰۴ : ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال

شمارهٔ ۲۰۵ : عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال

شمارهٔ ۲۰۶ : دل می ندهد که از تو بردارم دل

شمارهٔ ۲۰۷ : آن دل که نخواستت چه نامست آن دل

شمارهٔ ۲۰۸ : سرما چون شد ز دست صحرا شد گل

شمارهٔ ۲۰۹ : رویت بر من چنان که گل بر بلبل

شمارهٔ ۲۱۰ : نامد به کف آن زلف سمن مال به مال

شمارهٔ ۲۱۱ : بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل

شمارهٔ ۲۱۲ : چون روی بتان گشت به باغ اندر گل

شمارهٔ ۲۱۳ : خامش نشود همی ز غلغل بلبل

شمارهٔ ۲۱۴ : من ادهمم از خون دل ابرش گردم

شمارهٔ ۲۱۵ : در دولت شاه چون قوی شد رایم

شمارهٔ ۲۱۶ : غمهای تو از راندن خونها کارم

شمارهٔ ۲۱۷ : هر چند که این بند ز پای افکندم

شمارهٔ ۲۱۸ : من در عدم از جود تو موجود شدم

شمارهٔ ۲۱۹ : ای طبع بده ور ندهی بستانم

شمارهٔ ۲۲۰ : ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم

شمارهٔ ۲۲۱ : ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم

شمارهٔ ۲۲۲ : گر من برم از مردم بد سازم برم

شمارهٔ ۲۲۳ : جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم

شمارهٔ ۲۲۴ : ای زرین نام لعبت سیم اندام

شمارهٔ ۲۲۵ : تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم

شمارهٔ ۲۲۶ : جان هر ساعت ز کار زاری دهدم

شمارهٔ ۲۲۷ : من دوش که از هجر تو در تاب شدم

شمارهٔ ۲۲۸ : تا کی غم یار و درد فرزند کشم

شمارهٔ ۲۲۹ : هر روز همی فلک به تیری زندم

شمارهٔ ۲۳۰ : گفتم که تو بی وفایی ای نامردم

شمارهٔ ۲۳۱ : ای فاخته دل چو من به رویت نگرم

شمارهٔ ۲۳۲ : بر بسته شد از بستن ماتم دستم

شمارهٔ ۲۳۳ : سروی خواهم ز چرخ داری زندم

شمارهٔ ۲۳۴ : همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم

شمارهٔ ۲۳۵ : چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم

شمارهٔ ۲۳۶ : ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم

شمارهٔ ۲۳۷ : ای کرده مرا به عشق گمراه تمام

شمارهٔ ۲۳۸ : جستم از توبه بی زبانی جستم

شمارهٔ ۲۳۹ : شب زار به جای بستر آتش ریزم

شمارهٔ ۲۴۰ : گفتم کایندل به داغ نام تو کنم

شمارهٔ ۲۴۱ : ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم

شمارهٔ ۲۴۲ : وصف لب رنگین تو از دل جویم

شمارهٔ ۲۴۳ : چون از گل روی تو بهاری رسدم

شمارهٔ ۲۴۴ : تا چنگ به مهر آن دلارام زدم

شمارهٔ ۲۴۵ : بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم

شمارهٔ ۲۴۶ : کوهی که بر او بلا ببارند منم

شمارهٔ ۲۴۷ : امروز ز هر دوست گزندی دارم

شمارهٔ ۲۴۸ : از عشق تو در چشم خرد میل زدم

شمارهٔ ۲۴۹ : بونصر من ار عاشق ایام توام

شمارهٔ ۲۵۰ : گفتم شکرت به خلق کیهان گویم

شمارهٔ ۲۵۱ : جز در غم عشق تو سفر می نکنم

شمارهٔ ۲۵۲ : من به الم ای صنم گرفتار نیم

شمارهٔ ۲۵۳ : گر تیز به روی خوب تو درنگرم

شمارهٔ ۲۵۴ : هر یک چندی به قلعه ای آرندم

شمارهٔ ۲۵۵ : صالح دل اگر به جای جامه بدرم

شمارهٔ ۲۵۶ : بر روی تو مهربان و دلسوز منم

شمارهٔ ۲۵۷ : گنجی که ز پیش آن بجستند منم

شمارهٔ ۲۵۸ : نه از همه خلق حق گزاری دارم

شمارهٔ ۲۵۹ : گر حور بود بدان که نازش نکشم

شمارهٔ ۲۶۰ : از آتش دل همیشه اندر تابم

شمارهٔ ۲۶۱ : ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم

شمارهٔ ۲۶۲ : هرگه که به پیراهن تو درنگرم

شمارهٔ ۲۶۳ : دلخسته چشم ناوک انداز توام

شمارهٔ ۲۶۴ : در خواب گه از دل به شب آتش بیزم

شمارهٔ ۲۶۵ : شب ز انده تو همی نیاید خوابم

شمارهٔ ۲۶۶ : دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم

شمارهٔ ۲۶۷ : من دوش که از هجر تو در تاب شدم

شمارهٔ ۲۶۸ : از بند رحم ببند مهد افتادم

شمارهٔ ۲۶۹ : شه پندارد که ما خردمندانیم

شمارهٔ ۲۷۰ : در آرزوی بوی گل نوروزم

شمارهٔ ۲۷۱ : لرزان ز بلا چو برگ داند یارم

شمارهٔ ۲۷۲ : تا روز همه شب از هوس بیدارم

شمارهٔ ۲۷۳ : بر دیده خیال دوست بنگاشته ام

شمارهٔ ۲۷۴ : امروز در این حبس من آن ممتحنم

شمارهٔ ۲۷۵ : از دل بدم آتشی برانگیخته ام

شمارهٔ ۲۷۶ : عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم

شمارهٔ ۲۷۷ : گفتی خبرت کنم کسی بفرستم

شمارهٔ ۲۷۸ : آن مرد که در سخن جهانیست منم

شمارهٔ ۲۷۹ : هر جای که آتش نبردیست منم

شمارهٔ ۲۸۰ : هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم

شمارهٔ ۲۸۱ : با ناله همی چو ابر بهمن گریم

شمارهٔ ۲۸۲ : از بلبل نالنده تر و زارترم

شمارهٔ ۲۸۳ : روزان و شبان در آن غم و تیمارم

شمارهٔ ۲۸۴ : ای جان جهان تا خبرت یافته ام

شمارهٔ ۲۸۵ : از خود به تو من بتا گمانها دارم

شمارهٔ ۲۸۶ : سیراب گلابی تو بر آتش خارم

شمارهٔ ۲۸۷ : از هر چه بگفته اند پندی دارم

شمارهٔ ۲۸۸ : من بستر برف و بالش یخ دارم

شمارهٔ ۲۸۹ : در تاریکی ز بس که می بنشینم

شمارهٔ ۲۹۰ : آنم که اگر به خلد جایی سازم

شمارهٔ ۲۹۱ : هر گه که تو را به رهگذاری بینم

شمارهٔ ۲۹۲ : دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم

شمارهٔ ۲۹۳ : با خود گفتم که من عیال تو شدم

شمارهٔ ۲۹۴ : آنکو گوید هست قضا تیشه من

شمارهٔ ۲۹۵ : تا خسته دل مرا بریده ست ز تن

شمارهٔ ۲۹۶ : در سمجی چون توانم آرامیدن

شمارهٔ ۲۹۷ : هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن

شمارهٔ ۲۹۸ : چون گل ز غمت دریده ام پیراهن

شمارهٔ ۲۹۹ : سر کردمت ای نگار چون تو سر من

شمارهٔ ۳۰۰ : چنگم به چهار شاخ زد پیراهن

شمارهٔ ۳۰۱ : چون دانش بود مهربان دایه من

شمارهٔ ۳۰۲ : چشم و دهن آن صنم لاله رخان

شمارهٔ ۳۰۳ : با کس غم تو بیش نخواهم گفتم

شمارهٔ ۳۰۴ : این دیبه دو روی به کلک دو زبان

شمارهٔ ۳۰۵ : تا نسبت کرد اخوت شعر به من

شمارهٔ ۳۰۶ : آنکو دارد چو سیم و شر لب و تن

شمارهٔ ۳۰۷ : از چشم من ار سرشک بتوان رفتن

شمارهٔ ۳۰۸ : از کفر کشد زریر شیبانی کین

شمارهٔ ۳۰۹ : ای برتر من کرده هزاران احسان

شمارهٔ ۳۱۰ : در خدمت طاهر علی بارم جان

شمارهٔ ۳۱۱ : ایزد که همی کرد مرکب تن و جان

شمارهٔ ۳۱۲ : ای پای برنجن من ای بند گران

شمارهٔ ۳۱۳ : چون قمری زار زار می نالم من

شمارهٔ ۳۱۴ : ای شاه به بیشه عزم ناگاهان کن

شمارهٔ ۳۱۵ : زنده به تو مانده ام من ای جان جهان

شمارهٔ ۳۱۶ : انده چه خورم چراست اندر خوردن

شمارهٔ ۳۱۷ : صد بار به نیکی هنرم کرد ضمان

شمارهٔ ۳۱۸ : گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من

شمارهٔ ۳۱۹ : نه روزم هیزم است و نه شب روغن

شمارهٔ ۳۲۰ : ای روز مرا جز شب دیجور مدان

شمارهٔ ۳۲۱ : کس را چو بنفشه سر فرو نارم من

شمارهٔ ۳۲۲ : از چنگ قضا همی چو نتوان جستن

شمارهٔ ۳۲۳ : گردنده چو روز نوبهاری با من

شمارهٔ ۳۲۴ : ای چون گل نوشکفته بر طرف چمن

شمارهٔ ۳۲۵ : چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان

شمارهٔ ۳۲۶ : امروز منم تفته دل و رفته روان

شمارهٔ ۳۲۷ : بگشای چو گل به وعده راست دهن

شمارهٔ ۳۲۸ : مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین

شمارهٔ ۳۲۹ : زاری و دعا کن به سحرگاه ای تن

شمارهٔ ۳۳۰ : دیدی که غلام داشتم چندان من

شمارهٔ ۳۳۱ : روزم تیره ست از آن رخ مهوش تو

شمارهٔ ۳۳۲ : دل بست شود چو سرفرازد با تو

شمارهٔ ۳۳۳ : آنی که بری دست نیازد با تو

شمارهٔ ۳۳۴ : هر جان که بود برتر از آن باشی تو

شمارهٔ ۳۳۵ : نورست ای ماه حسن سرمایه تو

شمارهٔ ۳۳۶ : ای نای تو را نقل و می روشن کو

شمارهٔ ۳۳۷ : ای شاه بترس از آنکه پرسند از تو

شمارهٔ ۳۳۸ : سلطان ملک اقبال عنان داد به تو

شمارهٔ ۳۳۹ : صالح پس ازین طرب نباید بی تو

شمارهٔ ۳۴۰ : ای شمع شدم به عشق پروانه تو

شمارهٔ ۳۴۱ : ای نای ندیده ام دلی شاد از تو

شمارهٔ ۳۴۲ : مادر که مرا بزاد زاد از پی تو

شمارهٔ ۳۴۳ : هرگز نرسد به لطف در مهر چو تو

شمارهٔ ۳۴۴ : خوردم همه زهر عشق تو شکر کو

شمارهٔ ۳۴۵ : روی و بر من تا بشدم از بر تو

شمارهٔ ۳۴۶ : از کوفتن پای تو و گشتن تو

شمارهٔ ۳۴۷ : با من به میان رسول باید با تو

شمارهٔ ۳۴۸ : ای ملک به دولت تو دارا گشته

شمارهٔ ۳۴۹ : آنی که ز فالها همه فال تو به

شمارهٔ ۳۵۰ : از هر جنسم چو شاه بگشادی راه

شمارهٔ ۳۵۱ : چندان داری ز حسن و خوبی مایه

شمارهٔ ۳۵۲ : هر چند که بر کوهم در شب ز اندوه

شمارهٔ ۳۵۳ : آمد بر من به چشمکان خواب زده

شمارهٔ ۳۵۴ : چون دولت تو جهان جوانست ای شاه

شمارهٔ ۳۵۵ : این خوشرویان که ایستادند همه

شمارهٔ ۳۵۶ : امروز منم چو ماری اندر سله ای

شمارهٔ ۳۵۷ : دانم که وفا ز دل برانداخته ای

شمارهٔ ۳۵۸ : ای ابر ز بحر تا هوایی شده ای

شمارهٔ ۳۵۹ : بر شعر مرا دلیست ای بار خدای

شمارهٔ ۳۶۰ : ای غم سختی تو ای دل از غم نرمی

شمارهٔ ۳۶۱ : روزی که چو باد پیش من برگذری

شمارهٔ ۳۶۲ : مفروق دو دیده ای و مقرون دلی

شمارهٔ ۳۶۳ : مرهم گفتم تو با دل ریش همی

شمارهٔ ۳۶۴ : دولت ز علاء دولت عالی رای

شمارهٔ ۳۶۵ : از شیرینی چون به سخن بنشینی

شمارهٔ ۳۶۶ : با هر تاری ساخته چون پود شوی

شمارهٔ ۳۶۷ : ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی

شمارهٔ ۳۶۸ : آخر نگذاردم فلک چون زاری

شمارهٔ ۳۶۹ : ای دولت هند را جمالی دادی

شمارهٔ ۳۷۰ : شوخی صنمی خوشی کشی خندانی

شمارهٔ ۳۷۱ : عشق آتشی افروخت که از بسیاری

شمارهٔ ۳۷۲ : ای بخت مرا سوخته خرمن کردی

شمارهٔ ۳۷۳ : در پیش گل وصال ما را بویی

شمارهٔ ۳۷۴ : گر چه کندت مساعدت روز بهی

شمارهٔ ۳۷۵ : فر ابدی و نعمت جاویدی

شمارهٔ ۳۷۶ : ای حورا زاده لعبت نوشادی

شمارهٔ ۳۷۷ : بنمودی مقنعی مهی ناگاهی

شمارهٔ ۳۷۸ : ای نای هوا بریدم از نای دمی

شمارهٔ ۳۷۹ : عشوه دهیم همی سرابی گویی

شمارهٔ ۳۸۰ : ای راوه اگر بهشت پیداست تویی

شمارهٔ ۳۸۱ : ای شاه عدو بندی و هم قلعه گشای

شمارهٔ ۳۸۲ : چون بلبل داریم برای رازی

شمارهٔ ۳۸۳ : امید به زندگانیم نیست بسی

شمارهٔ ۳۸۴ : مسعود چو دربند گرفتار شدی

شمارهٔ ۳۸۵ : نالنده تر از نایم در قلعه نای

شمارهٔ ۳۸۶ : ای شاه جهان ز ملک باقی شادی

شمارهٔ ۳۸۷ : بر شاهان جمله پادشاهی داری

شمارهٔ ۳۸۸ : آمد بر من خیال زیبا یاری

شمارهٔ ۳۸۹ : ای چرخ همه کار به پرگار زدی

شمارهٔ ۳۹۰ : از غنچه ناشکفته مستورتری

شمارهٔ ۳۹۱ : از بلبل بر سرو طربناک تری

شمارهٔ ۳۹۲ : ای قلعه نای مادر ملک تویی

شمارهٔ ۳۹۳ : ای تن تو به طبع بار بیمار کشی

شمارهٔ ۳۹۴ : چون موی شدم رنج هر بیدادی

شمارهٔ ۳۹۵ : ای تن چه تنی که تا شدی فرهنگی

شمارهٔ ۳۹۶ : چون دید که بر عزم سفر دارم رای

شمارهٔ ۳۹۷ : این چرخ بسی بدل کند نوها را

دسته‌بندی محتوا

  • کتاب چاپی
  • کتاب‌های دانلودی
  • کتاب‌های چندرسانه‌ای

خدمات مشتریان

  • تحویل محصول
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط و قوانین
  • حریم خصوصی

اطلاعات تماس

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • فروشگاه ستیغ
logo-samandehi

© 2025 ستـیغ – تمامی حقوق برای Soheil Ghassemi محفوظ است.