رباعی شمارهٔ ۱ : چون یاد کنم طبع طربناک ترا
رباعی شمارهٔ ۲ : گر آدمیی دور شو از دمدمها
رباعی شمارهٔ ۳ : هستیم به امید تو چون دوش امشب
رباعی شمارهٔ ۴ : ای میل دل من به جهان سوی لبت
رباعی شمارهٔ ۵ : شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت
رباعی شمارهٔ ۶ : گر راست روی محرم جان سازندت
رباعی شمارهٔ ۷ : در کارگه غیب چو نقاش نخست
رباعی شمارهٔ ۸ : این فرع که دیدی همه از اصلی خاست
رباعی شمارهٔ ۹ : دلدار مرا در غم و اندوه بکاست
رباعی شمارهٔ ۱۰ : قدش به درخت سرو میماند راست
رباعی شمارهٔ ۱۱ : با روی تو آفتاب صافی تیره است
رباعی شمارهٔ ۱۲ : جانا، تو به حسن اگر نلافی پیداست
رباعی شمارهٔ ۱۳ : کی دست رسد بدان بلندی که تراست؟
رباعی شمارهٔ ۱۴ : جانا، سر زلف تو پراگنده چراست؟
رباعی شمارهٔ ۱۵ : یارب، تو بدین قوت سهلی که مراست
رباعی شمارهٔ ۱۶ : ای دوست، کنون که بوی گل حامی ماست
رباعی شمارهٔ ۱۷ : خال تو به هر حال پسندیدهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۱۸ : از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
رباعی شمارهٔ ۱۹ : در سینه ز دست دل جگر تابیهاست
رباعی شمارهٔ ۲۰ : غافل مشو، ای دل، که نیازم با تست
رباعی شمارهٔ ۲۱ : خالی که به شیوه پای بست لب تست
رباعی شمارهٔ ۲۲ : اوحد، دیدی که هرچه دیدی هیچست؟
رباعی شمارهٔ ۲۳ : آتش تپش از جان به تابم بردست
رباعی شمارهٔ ۲۴ : ای بوده مرا ز جسم و جان هیچ به دست
رباعی شمارهٔ ۲۵ : زلفت، که چو حلقهٔ کمند افتادست
رباعی شمارهٔ ۲۶ : حسنی که تو، ای نگار، داری بردست
رباعی شمارهٔ ۲۷ : ابر آن نکند که این جلب زن کردست
رباعی شمارهٔ ۲۸ : شاهی ز غلام خویش یاد آوردست
رباعی شمارهٔ ۲۹ : کس لاف غم تو، ای پریوش، نزدست
رباعی شمارهٔ ۳۰ : رنگی ز رخ چو لاله زارم بفرست
رباعی شمارهٔ ۳۱ : زلف تو، اگر فزود، اگر کاست خوشست
رباعی شمارهٔ ۳۲ : بر سبزه نشست میپرستان چه خوشست!
رباعی شمارهٔ ۳۳ : ما را تو چنین ز دل بر آری نیکست
رباعی شمارهٔ ۳۴ : بر گوشهٔ چشم تو، که شوخ و شنگست
رباعی شمارهٔ ۳۵ : دل بندهٔ بوی عنبر آمیز گلست
رباعی شمارهٔ ۳۶ : رویت، که به خوبی گل خندان منست
رباعی شمارهٔ ۳۷ : جانا، دلم از فراق رویت خونست
رباعی شمارهٔ ۳۸ : زلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست
رباعی شمارهٔ ۳۹ : مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست
رباعی شمارهٔ ۴۰ : ای آنکه ترا قوت هر بیشی هست
رباعی شمارهٔ ۴۱ : با ما دمش ار به مهر یکتاست بهست
رباعی شمارهٔ ۴۲ : دلدار چو در سینه دل نرم نداشت
رباعی شمارهٔ ۴۳ : ای طلعت نور گسترت به در بهشت
رباعی شمارهٔ ۴۴ : باد سحری چو غنچه را لب بشکافت
رباعی شمارهٔ ۴۵ : دل در غم او بکاست، میباید گفت
رباعی شمارهٔ ۴۶ : با یار ز نیک و بد نمیباید گفت
رباعی شمارهٔ ۴۷ : شد درد بر پای فلک فرسایت
رباعی شمارهٔ ۴۸ : ای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ
رباعی شمارهٔ ۴۹ : بنمود بمن یار میان، یعنی هیچ
رباعی شمارهٔ ۵۰ : دل بندهٔ بند سنبل پست تو باد!
رباعی شمارهٔ ۵۱ : صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد!
رباعی شمارهٔ ۵۲ : شمع از دل سوزنده خبر خواهد داد
رباعی شمارهٔ ۵۳ : گل را، که صبا، مرغصفت بال گشاد
رباعی شمارهٔ ۵۴ : خورشید که خاک ازو چو زر میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۵ : بر نطع تو اسب شیرکاری گردد
رباعی شمارهٔ ۵۶ : شطرنج تو ما را به شط رنج سپرد
رباعی شمارهٔ ۵۷ : هر کس که ز کبر و عجب باری دارد
رباعی شمارهٔ ۵۸ : دستارچه حسنی و جمالی دارد
رباعی شمارهٔ ۵۹ : آن مه، که ز شعر زلف ذیلی دارد
رباعی شمارهٔ ۶۰ : ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد
رباعی شمارهٔ ۶۱ : گل گفت: مهل، که باد بویم ببرد
رباعی شمارهٔ ۶۲ : گل شرم چمن به هیچ رویی نبرد
رباعی شمارهٔ ۶۳ : ما پرتو جوهر روانیم و خرد
رباعی شمارهٔ ۶۴ : خالت که به شیوه کار ده گیسو کرد
رباعی شمارهٔ ۶۵ : زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد
رباعی شمارهٔ ۶۶ : در باغ شدی، سر و سر افشانی کرد
رباعی شمارهٔ ۶۷ : بر ما ستم او چه گذرها که نکرد؟
رباعی شمارهٔ ۶۸ : خالی که رخ تو آشکارش پرورد
رباعی شمارهٔ ۶۹ : گل بار دگر لاف صفا خواهد زد
رباعی شمارهٔ ۷۰ : خال زنخت تیر گناه اندازد
رباعی شمارهٔ ۷۱ : کی ماه به حسن چون تو والا باشد؟
رباعی شمارهٔ ۷۲ : مشنو تو که: گل بیسر خاری باشد
رباعی شمارهٔ ۷۳ : تا کی دلم از تو در بلایی باشد؟
رباعی شمارهٔ ۷۴ : زلف تو ز بالای تو مهجور نشد
رباعی شمارهٔ ۷۵ : لب نیست که از مراغه پر خنده نشد
رباعی شمارهٔ ۷۶ : صافی چو ترا دید روان مینالد
رباعی شمارهٔ ۷۷ : لعلت که پر از گوهر ناسفت آمد
رباعی شمارهٔ ۷۸ : از نوش جهان نصیب من نیش آمد
رباعی شمارهٔ ۷۹ : مه روی ترا ز مهر مه میداند
رباعی شمارهٔ ۸۰ : صدرا، دل دشمن تو در درد بماند
رباعی شمارهٔ ۸۱ : دلها همه از شرح جمالت مستند
رباعی شمارهٔ ۸۲ : اقبال تمام پاک دینان دارند
رباعی شمارهٔ ۸۳ : از مشک سیه سه خال کت بر سمنند
رباعی شمارهٔ ۸۴ : گندم گونی که همچو کاهم بربود
رباعی شمارهٔ ۸۵ : یارب! نه دلم بستهٔ غمهای تو بود؟
رباعی شمارهٔ ۸۶ : هر چیز که در دو کون جز روی تو بود
رباعی شمارهٔ ۸۷ : گل کاب صفا بر رخ مهوش زده بود
رباعی شمارهٔ ۸۸ : شد در پی اوباش چو ننگیش نبود
رباعی شمارهٔ ۸۹ : افسوس! که در عمر درازیم نبود
رباعی شمارهٔ ۹۰ : از دست تو راضیم به آزردن خود
رباعی شمارهٔ ۹۱ : آن خود که بود که در تو واله نشود؟
رباعی شمارهٔ ۹۲ : جان از سر زلف دلپذیریت نرهد
رباعی شمارهٔ ۹۳ : چون خیل غم تو در دل ریش آید
رباعی شمارهٔ ۹۴ : دستارچه را دست تو در میباید
رباعی شمارهٔ ۹۵ : زر در قدمت ریزم و حیفم ناید
رباعی شمارهٔ ۹۶ : یارب، جبروت پادشاهیت که دید؟
رباعی شمارهٔ ۹۷ : یاران، خرد خوار و خجل نیست پدید
رباعی شمارهٔ ۹۸ : ای ماه، ز پیوستن من عار مدار
رباعی شمارهٔ ۹۹ : دشمن گرو وصل ز من برد آخر
رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : ماهی، که بسوخت زهره چنگش بر سر
رباعی شمارهٔ ۱۰۱ : دست به نگار تو مرا کشت دگر
رباعی شمارهٔ ۱۰۲ : آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر
رباعی شمارهٔ ۱۰۳ : ای کرده مهندسانت از ساز سپهر
رباعی شمارهٔ ۱۰۴ : چون دوستی روی تو ورزم به نیاز
رباعی شمارهٔ ۱۰۵ : کردند دگر نگاربندان از ناز
رباعی شمارهٔ ۱۰۶ : گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز
رباعی شمارهٔ ۱۰۷ : بس شب که به روز بردم، ای شمع طراز
رباعی شمارهٔ ۱۰۸ : رفتم بر آن شمع چگل مست امروز
رباعی شمارهٔ ۱۰۹ : ای داده به بازی دل من، جان را نیز
رباعی شمارهٔ ۱۱۰ : در عالم کج نهاد پر پیچ و خمش
رباعی شمارهٔ ۱۱۱ : زلفی، که به ناز و درد سر داشتهایش
رباعی شمارهٔ ۱۱۲ : تن خاک تو گشت، رحمتی بر خواریش
رباعی شمارهٔ ۱۱۳ : چشم ار چه به خون شد ز غم هجر تو غرق
رباعی شمارهٔ ۱۱۴ : خالی داری بر لب چون قند، از مشک
رباعی شمارهٔ ۱۱۵ : اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ
رباعی شمارهٔ ۱۱۶ : ای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ
رباعی شمارهٔ ۱۱۷ : کرد از دل صافی برت این آب درنگ
رباعی شمارهٔ ۱۱۸ : من خاک درم، تو آفتابی، ای دل
رباعی شمارهٔ ۱۱۹ : دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل
رباعی شمارهٔ ۱۲۰ : کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل
رباعی شمارهٔ ۱۲۱ : ای کرده به خون دشمنان خارالعل
رباعی شمارهٔ ۱۲۲ : ای ذکر تو بر زبان ساهی مشکل
رباعی شمارهٔ ۱۲۳ : امروز که گشت باغ رنگین از گل
رباعی شمارهٔ ۱۲۴ : ای چشم تو کرده بر دلم مدغم غم
رباعی شمارهٔ ۱۲۵ : بر گل چو نسیم سحری سود قدم
رباعی شمارهٔ ۱۲۶ : از ژاله چو لاله راست لل در کام
رباعی شمارهٔ ۱۲۷ : نی بیتو مرا قرار باشد یک دم
رباعی شمارهٔ ۱۲۸ : روزی شکن از زلف چو دالت ببرم
رباعی شمارهٔ ۱۲۹ : دی باد صبا ز خاک بر داشت سرم
رباعی شمارهٔ ۱۳۰ : گفتا که: به شیوه آبرویت ریزم
رباعی شمارهٔ ۱۳۱ : خواهم که لب باده پرستت بوسم
رباعی شمارهٔ ۱۳۲ : گفتم که: مکش مرا به غم، گفت: به چشم
رباعی شمارهٔ ۱۳۳ : هر شب ز غمت به خون بگرید چشمم
رباعی شمارهٔ ۱۳۴ : هر لحظه به آیین وفا رای کنم
رباعی شمارهٔ ۱۳۵ : پیمانه بده، که مرد پیمانه منم
رباعی شمارهٔ ۱۳۶ : تا کی ستم سپهر جافی بینم؟
رباعی شمارهٔ ۱۳۷ : تا کی ز میان؟ کناره سویی گیریم
رباعی شمارهٔ ۱۳۸ : ما پرتو عکس نور مشکات توییم
رباعی شمارهٔ ۱۳۹ : روی تو ز حسن لافها زد به جهان
رباعی شمارهٔ ۱۴۰ : ای قاعدهٔ تو مشک در مو بستن
رباعی شمارهٔ ۱۴۱ : پیش تو نشست و خاست نتوان کردن
رباعی شمارهٔ ۱۴۲ : ای روی تو انگشت نمایی از حسن
رباعی شمارهٔ ۱۴۳ : ساقی، بده آن باده، زبانم بشکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۴ : نی از تو گذر به هیچ حالی ممکن
رباعی شمارهٔ ۱۴۵ : هر دم لحد تنگ بگرید بر من
رباعی شمارهٔ ۱۴۶ : ای مهر تو از جهان پذیرفتهٔ من
رباعی شمارهٔ ۱۴۷ : روی من و خاک سر کویت پس ازین
رباعی شمارهٔ ۱۴۸ : ای شیخ، گران جان چو تنندی منشین
رباعی شمارهٔ ۱۴۹ : ای خرمن ماه خوشهچین رخ تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۰ : دل کیست؟ که او طلب کند یاری تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۱ : ما را به سرای وصل خویش آری تو
رباعی شمارهٔ ۱۵۲ : ای گشتهٔ تن من چو خیالی بیتو
رباعی شمارهٔ ۱۵۳ : یک روز دیار یار بگذارم و رو
رباعی شمارهٔ ۱۵۴ : خالی،که لبت همی بباراید ازو
رباعی شمارهٔ ۱۵۵ : گفتم: دلت ار با من شیداست بگو
رباعی شمارهٔ ۱۵۶ : در زیر دو ابروی کژت پیوسته
رباعی شمارهٔ ۱۵۷ : ای راه خلل ز چار قسمت بسته
رباعی شمارهٔ ۱۵۸ : ای تن، دل خود به روی چون ماهش ده
رباعی شمارهٔ ۱۵۹ : ای چرخ ز مهر زیر میغت برده
رباعی شمارهٔ ۱۶۰ : ای خط تو گرد لاله وشم آورده
رباعی شمارهٔ ۱۶۱ : داریم ز قدت گلها راست همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۲ : یک شهر بجست و جوی آن دوست همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۳ : چون دوست نماند دل و جانیم همه
رباعی شمارهٔ ۱۶۴ : ای لاف زنان را همه بویی ز تو نه
رباعی شمارهٔ ۱۶۵ : آب ار چه به هر گوشه کند جنبش و رای
رباعی شمارهٔ ۱۶۶ : بر برگ گل آن سه خال کانداختهای
رباعی شمارهٔ ۱۶۷ : آن درد، که با پای تو کرد آن چستی
رباعی شمارهٔ ۱۶۸ : در عشق تو از سر بنهادم هستی
رباعی شمارهٔ ۱۶۹ : تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی؟
رباعی شمارهٔ ۱۷۰ : اقبال سعادت به ازینت بودی
رباعی شمارهٔ ۱۷۱ : یارا، گر از آن شربت شافی داری
رباعی شمارهٔ ۱۷۲ : آن زلف،که دارد از تو برخورداری
رباعی شمارهٔ ۱۷۳ : گه وسمه بر ابروی سیاه اندازی
رباعی شمارهٔ ۱۷۴ : ترسم رسد از من به تو آهی روزی
رباعی شمارهٔ ۱۷۵ : تا کی به غم، ای دل، خوی حسرت ریزی؟
رباعی شمارهٔ ۱۷۶ : ای خاک تو آب سبزه زار صافی
رباعی شمارهٔ ۱۷۷ : بد خلق مباش، کز خوش و امانی
رباعی شمارهٔ ۱۷۸ : تا چند گریزم و به نازم خوانی؟
رباعی شمارهٔ ۱۷۹ : صد سال سر خویشتن ار حلق کنی
رباعی شمارهٔ ۱۸۰ : گر مرد رهی، تو چند بیراه روی؟
رباعی شمارهٔ ۱۸۱ : روزی به سرای وصل راهم ندهی
رباعی شمارهٔ ۱۸۲ : در صورت آدم ار فرشتست تویی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳ : دم با تو زنم، که یار دیرینه تویی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴ : گفتم که: لبت، گفت: شکر میگویی